[spoiler]

پلاگین

[/spoiler] نگاهی به پدیده "گدایی در نروژ"،ریشه ها و راهکارها - زیر آسمان نروژ
X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1390 @ 18:28

نگاهی به پدیده "گدایی در نروژ"،ریشه ها و راهکارها


زیر آسمان نروژ :
همه چیز از روزی آغاز شد که قانون ممنوعیت "تکدی گری و گدایی" پس از یکصد سال با تصویب نمایندگان پارلمان نروژ از قانون اساسی این کشور صلح گرا و دموکراتیک برداشته شد و گدایی در خیابانهای نروژ مجاز شد.طولی نکشید که نروژ و شهرهای بزرگ آن شاهد هجوم انبوهی از گدایان سازمان دهی شده ای شد که در قالب یک مافیای بزرگ و قدرتمند اقدام به گدایی در سطح معابر و خیابانهای نروژ می کنند. این جمعیت از گدایان که عموما کولی یا Gipsy نامیده می شوند و از کشورهای اروپای شرقی (98% رومانیایی) به نروژ آمده اند به لطف مسائل حقوق بشری و قوانین حمایت از حقوق انسانی افراد یک جامعه دموکراتیک می توانند آزادانه و بدون هیچگونه منع قانونی در سطح معابر شهرهای نروژ اقدام به گدایی کنند. آنها عموما با در دست داشتن یک لیوان پلاستیکی و اکثرا با تمارض و مظلوم نمایی و یا با اجیرکردن زنان و کودکان درصدد کسب درآمدی ناچیز از جامعه عموما پردرآمد و ثروتمند نروژی هستند.بدون شک، از نگاه بیشتر شهروندان وجود فقر و وجود چنین گروهی از افراد در سطح شهر چهره هر جامعه ای را دگرگون و زشت می کند و تا حدی زیاد موجب آزرده خاطر شدن سایرین خواهد شد اما چاره کجاست و اساسا آیا ممنوعیت یا آزادی پدیده گدایی مشکلی را حل می کند یا خیر؟!
در ادامه به تحلیل و بررسی و ابعاد متفاوت این پدیده و معضل اجتماعی که امروزه دامنگیر بیشتر کشورهای جهان شده است خواهیم پرداخت و به برخی از راهکارهای عملی اشاره خواهیم نمود.

ریشه ها و عواقب در یک نگاه

شاید مهمترین دلیل پیدایش این معضل اجتماعی، وجود بیکاری و بالا بودن نرخ بیکاری در بین جمعیت یک کشور باشد.ناتوانی مدیریتی و اقتصادی دولت در ساماندهی مشاغل و کار آفرینی عاملی دیگر می تواند باشد.در چنین فضای بیمارگونه ای،متاسفانه باندهای مافیایی که در پشت پرده این موضوع هستند حداکثر سوءاستفاده را از شرایط بوجودآمده می برند و با اجیرکردن اینگونه افراد فقیر و بدون پشتوانه مالی که عموما بدلایل اعتیاد یا دلایل دیگر از خانواده های خود نیز طرد شده اند، آنها را در امور قاچاق و  تجارت مواد مخدر بکار می گیرند و درآمدهای آنها را از دست شان خارج می کنند و درصدی ناچیز از آن را تنها برای زنده ماندن به آنها برمی گردانند و آنها را در کمپهای بسیار کثیف و غیربهداشتی در مناطق خارج از شهر و حومه اسکان می دهند.این یعنی شکل گیری یک معضل بزرگتر از معضل های قبلی- بیکاری و گدایی- و شکل گیری یک مافیای میکروبی اجتماعی که آفت های آن در درازمدت بلای جان هر جامعه ای خواهد شد.

پدیده گدایی علاوه بر اینکه آینه تمام قد ناتوانی و ضعف سیاست گذاری های یک دولت است در درازمدت موجب آسیب رسیدن به نمادهای فرهنگی و هنری یک جامعه نیز می شود.بطور مثال گذاشتن یک ترازو و نشستن در کنار آن و نوشتن مشق مدرسه،در دست گرفتن نسخه پزشکی و مقداری دارو،سوءاستفاده از کودکان برای گدایی و جلب ترحم افراد و یا استفاده ابزاری و عموما به بدترین و نامناسب ترین شکل ممکن از ادوات موسیقی بخودی خود و بطور غیرمستقیم تعاریف و ارزشهای فرهنگی و هنری افراد یک جامعه را نشانه می گیرد و بتدریج موجب تغییر نگرش افراد به مسائل پیرامون خود می شود.

گدایی در نروژ داستانی متفاوت دارد!

شاید پدیده گدایی و تکدی گری در بیشتر کشورهای دنیا امری داخلی و درون گراست و تا زمانی که اینگونه باشد،این امر تنها معضلی برای همان کشور محسوب می شود اما زمانی که این بیماری اجتماعی مرزها را درنوردد و خود را بصورت های غیرقانونی و پنهان صادر کند و سپس بصورت آشکار و بارز در جوامع پیشرفته تر و صنعتی تر نمایان کند،تازه فصل جدیدی از مشکلات برای آن جوامع هم به ارمغان می آورد.

در نروژ و به لطف وجود سیستم جامعه گرایی که زندگی و رفاه نسبی حال و آینده شهروندانش را  کاملا بیمه و تضمین می کند، جمعیت گدای نروژی الاصل بسیار بسیار اندک است و اگر هم تعدادی وجود دارند جزو جمعیتی هستند که به دلایل مختلفی از جمله اعتیاد،افسردگی،بیماری و یا دوری از خانواده و غیره از زندگی عادی خود فاصله گرفته اند و به اصطلاح بی خانمان و Homeless شده اند.همانطوری که در ابتدای مطلب هم گفته شد،مهمترین بخش جمعیت گدایان در نروژ را جمعیت مهاجر و یا بهتر بگوییم "گدایان صادراتی" به نروژ تشکیل می دهند که عمدتا کولی های رومانیایی الاصلی هستند که به امید داشتن درآمدی بیشتر توسط باندهای مافیایی به نروژ آمده اند.بیشتر آنها زنانی هستند که از لباس های پشمی گشاد و مندرسی استفاده می کنند که روی هم پوشیده شده اند و دارای درزها و جیب های متعددی هستند که امکان پنهان نمودن پول و مواد مخدر را آسانتر می سازند.

گدایی در سایر کشورها

هم اکنون گدایی و تکدی گری در کشورهای انگلستان،استرالیا و سنگاپور امری غیرقانونی است گرچه با آن مبارزه جدی که منجر به زندان و مجازات شود انجام نمی شود ولی سیاستمداران این کشورها بر این باور هستند که وجود چنین قانونی به نوبه ی خود می تواند در شیوع این بیماری اجتماعی موثر باشد اما بنظر میرسد که دولتمردان و سیاستمداران کشورهای شمال اروپا-بخصوص فنلاند،سوئد و نروژ- چنین باوری ندارند گرچه اخیرا اخبار منتشر شده از فنلاند نشان می دهد که زمزمه هایی برای منع قانونی گدایی در این کشور در حال شنیده شدن است.برای اطلاع بیشتر به این خبر مراجعه کنید.

برخی راهکارها

تا اینجای کار همه ی کوتاهی ها و تقصیرها متوجه دولت و سیاست های نادرست و مدیریت اقتصادی بیمار آن بود اما نباید فراموش نمود که خود شهروندان هم به نوع خود سهمی در گسترش این پدیده دارند.کمک های بی مورد و از روی ترحم و دلسوزی در حالی که گدانما بودن فرد کاملا مشهود است،ترحم های بیجا فقط بخاطر اعتقادات و عموما خرافه های مذهبی و اینکه پس از کمک مشمول دعا می شوند و یا از لعن و نفرین بدور می مانند و... همگی و همگی سهم قابل توجهی در توسعه و گسترش شیوع این بیماری اجتماعی دارند.ما باید بین کمک به فردی که واقعا مستحق کمک و یاری ماست با شخصی که از روی بدبختی و ناآگاهی گرفتار باندهای مافیایی شده است تفاوت بگذاریم.بدون شک نادیده گرفتن این حس مسئولیت پذیری فردی در جهت "نه" گفتن به این افراد ناآگاه و مورد سوءاستفاده قرار داده شده،جایی برای به فکر افتادن مجدد دولتها در حل ریشه ای این معضل باقی نمی گذارد.

از آنسو دولتها باید در کنترل این معضلی که خود موجب بوجود آمدن آن هستند مسئولیت قبول کنند و با نادیده گرفتن آن حداقل زمینه ساز صادرات آن به سایر کشورها نشوند اما می بینیم که در عمل،این امر انجام نمی شود و از آنجایی که نگهداری و مراقبت از این جمعیت بی خانمان مستلزم تخصیص بودجه ای هنگفت است،دول کشورهای درحال توسعه و یا توسعه نیافته از آن صرفنظر می کنند و در نتیجه باندهای مافیایی هم از آب گل آلود ماهی می گیرند و زمانی که از پای مافیای مواد مخدر و تجارت پر سود انسان و مواد افیونی هم به داستان باز می شود، دیگر حتی تشخیص اینکه خود دولت هم در توسعه این معضل نقش دارد یا ندارد موضوعی پیچیده تر خواهد شد.داستانی که متاسفانه سالهاست گریبانگیر دولت آمریکا در مقابله با باندهای گدایی و مواد مخدر صادره از کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی بخصوص از مکزیک و کلمبیا شده است.بیشتر این جمعیت فقیر نیروهای کاری توانایی هستند که تنها بیمارنمایی می کنند و اگر زمینه آن فراهم شود می تواند از توانایی هایشان در کارگاه های شغلی استفاده بهینه ای انجام شود.

در مجموع می توان گفت که آسیب شناسی این پدیده همانند هر پدیده منفی دیگری باید تا دیر نشده انجام شود چون زمانی که گسترش یافت و امری عادی و معمولی محسوب شد،آنگاه دیگر به سادگی نمی توان آن را تحلیل و کالبدشکافی نمود.اتخاذ سیاست پیشگیری قبل از درمان و دوراندیشی فرهنگی و اجتماعی و همزمان فرهنگ سازی برای مردم در کمک به دولت تا زمان ریشه کنی این معضل اجتماعی خیلی مهم است.در این میان بنظر می رسد وضع قوانین بازدارنده برای گدایی و تکدی گری در سطح اروپا می تواند به اروپا حداقل این کمک را کند تا به چهره زیبای گذشته اش کمی بیشتر نزدیک شود اما قطعا همانند هر حرکت دیگری به تنهایی جوابگو نیست و  می تواند در نگاه نهادهای حقوق بشری منحصرا بمنزله زیر پا گذاشتن حقوق انسانهای فقیر و بیچاره تعبیر شود.

تهیه،تنظیم و نگارش: علی مهدی پور

*درصورتی که قصد لینک این صفحه را دارید،از نوار تولبار بالای صفحه به کل مطلب لینک کنید.لطفا مطالب را بدون ذکر منبع در جایی کپی نکنید.هرکدام از ما با رعایت حقوق نویسنده می توانیم به غنای فرهنگ کپی رایت در ایران کمک کنیم.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به زیر آسمان نروژ می باشد